تبليغاتX
دکتر علی شریعتی

قیمت هرکس به اندازه افق دید اوست
شریعتی یک راه بود نه یک منزل،چراغ بود نه بت،فریادی بود بر گوشهای سنگین ،دردی بود مجسم و مجسمه ای بود از درد و متحرکی بود در صراط تکامل. به آنچه خود یافته بود ،وفادار و ملتزم بود.و برای آرمان های دینی اش،واهمه و ملاحظه نمی شناخت و ....................................................

زاهد با ترس می تازد به پا                  عاشقان پرانتر از برق و هوا

ترس موئی نیست اندر پیش عشق          جمله قربانند اندر کیش عشق


پس کی ؟

ما پرنده ی موهومی هستیم

که در عدم پرواز میکنیم.

پس ما چه هستیم؟

هیچ!هیچ!

تنها و تنها پرواز!

فرار بدان جا،فرار!

احساس میکنم که پرندگان  مستند.

دیروز اینجا بودم،امروز این جایم.

پس کی به دنبال او خواهی رفت؟

(دکتر علی شریعتی)مجموعه آثار۱۳/ص۳۴۸

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 13:27  توسط انجمن اندیشه شریعت  | 

۲۹ خرداد ۱۳۵۶

دکتر شریعتی شهید شد

دردآور خبری چنان سنگین که باور نمی نشیند. و چه بهتر،که به راستی شریعتی هیچگاه نمی میرد. و اگر سوگواریم در واقع نه بر شهادت اوست،که مرگ امید هامان را به عزا نشسته ایم. چرا که وجود حرکت آفرین و اندیشه بلند او بود که به زندگیمان معنی و به اجتماعمان جان می داد .

شریعتی نسیم تند و زودگذری بود که سکوت امن حاکم بر کویر زندگیمان را به طوفان مبدل ساخت . و خورشیدی که شب سرد قلبمان را گرمی و روشنی بخشید

 

گرامی باد یاد و خاطره ابر مرد مزینان دکتر علی شریعتی(ره)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 19:52  توسط انجمن اندیشه شریعت  | 

من که با این جمله خیلی متحول شودم شما چطور؟

 

ترس میتونه تو رو تبدیل کنه به یک زندانی

              ولی امید میتونه تو رو تبدیل کنه به یک انسان آزاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:37  توسط انجمن اندیشه شریعت  | 

من هم در این شهر غریبم.

طوفانی نیز مرا آواره کرده است.

مرا نیز در این بی آشیانی خویش شریک کنید.

من نیز چون شما آشیانی ندارم.

من نیز مرغ سرزمین گمشده ای هستم.

پرستوی مسافری هستم.

دکتر علی شریعتی/ مجموعه آثار۳۳/ص۱۱۲۵

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 3:33  توسط انجمن اندیشه شریعت  | 

از بالای سرم،سرپوش آسمان را برداشته اند.

و فضای بی کرانه ی نیستی نمودار شده است.

ومن خود را همچون سایه ی موهومی می یابم،

که در صحرا افتاده است.

و چون روح آواره ی کویر که بی قرار و خشمگین،

                                                                خاک بر افلاک می افشاند،

و در اندام تک درختان خشک و نومید می پیچد،

و گمشده اش را می جوید و نمی یابد.

ذات خویش را می جویم و نمی یابم.

من سایه ی اویم ،او کجاست؟

در اعماق زمین؟در آغوش کوه ها؟

در قلب دریاها؟در پس ابرها؟

در آن سوی افق ها؟

کجا؟

دکتر علی شریعتی/مجموعه آثار۱۳/ص۱۴۸

 

در ضمن سال نو را پیشاپیش به شما تبریک عرض می کنیم

همواره موفق و موید و پیروز باشید

سال نو مبارک

انجمن اندیشه شریعت 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 1:23  توسط انجمن اندیشه شریعت  | 

شاندل،

این روح شگفتی که جز من،کمتر کسی او را خوب می شناسد.

هر شب با اندیشه ی دولاشاپل،

در انتظار سپیده دم،

بیدار می ماند و قصه ها حکایت می کرد و نغمه ها می نواخت

و ترانه ها می سرود و آهنگ ها  می ساخت

و خلوت تنهائی اش را از او پر می کرد

و سحرگاه ،در رهگذرش

بر او می گذشت،

آن چنان می نمود که گوئی با او سر و کاریش نیست.

دکتر علی شریعتی(ره)مجموعه آثار ۳۳/ص۶۹۰

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 0:22  توسط انجمن اندیشه شریعت  | 

چه خانه ی سرد و احمق و بی روحی است طبیعت

که خدا از آن رفته باشد.

چه شب دراز و تاریک زمستانی است تاریخ

که علی در آن مرده باشد.

و چه قبرستان عزادار و غم زده ای است زمین

که در آن معبد نباشد.

دکتر علی شریعتی

 

نمیدانم چرا با این که سال دارد تمام میشود ولی هیچ احساسی ندارم و هیچ شادی بابت سال نو در خود احساس نمیکنم ،شما چگونه هستید؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 0:39  توسط انجمن اندیشه شریعت  |