|
قیمت هرکس به اندازه افق دید اوست
|
بخشی از فاطمه فاطمه است... با عنوان:
حرام شدن طلاق در مسحیت و عواقب آن
با حجم ۴۰۸ کیلو بایت و مدت زمان ۲۷/۳ دقیقه
***
و این عوامفریبان و روحانیون خشک و مرتجعی که به جای امامت به امام تکیه میکنند
و بجای امام به قبر امام و بجای متن قرآن حاشیه مفاتیح و بجای معرفت،تنها به زیارت
و بجای پیروی از او،پرستش او و بجای تفسیر قرآن،تقدیس قرآن و بجای شناخت، عشق
و بجای معنی،لفظ و بجای محتوی،قالب وبجای حقایق،شعائر و بجای تشیع،توسل و بجای تعقل،تعبد
و بجای تحقیق،تقلید و بجای حقگویی،تقیه و بجای تقوای ستیز،تقوای پرهیز و به جای انتظار ِ
اعتراض و آمادگی، انتظار تسلیم و وادادگی و بجای مذهب چون راه، مذهب چون گردشگاه
و بجای تکیه بر عزت، تاکید بر ذلت و بجای زنده ها، مرده ها و بجای آزادی انسانی،
جبر الهی و بجای تداوم دنیا و آخرت،تضاد دنیا و آخرت و بجای معاش زیر بنای معاد،معاش
ویرانگر معاد و بجای تقرب با تکامل،تقرب با تملق و بجای از خود به جماعت پیوستن،
از جماعت به خود گریختن و بجای فقر را همسایه دیوار به دیوار کفر دیدن،
دین را خویشاوند فقر شمردن و بجای عدالت را وظیفهی خویش در این جهان حساب کردن،
وظیفهی خدا در آن جهان معین نمودن وبجای بر مصیبت خود ذلیل مردهات عزادار بودن،
بر شهادت حسین جاویدان زندهی عزیز سوگواری مرگ کردن و وبجای از مکتب سرخ عاشورا
و دعوت حسین و پیام زینب و فریاد شیران بیقرار شهادت، شنیدن و درس آگاهی و جوش حیات
و جهت حرکت و توان رستاخیز و مسئولیت آزادی گرفتن، در قبرستان مرگبار کربلا زینب را
زنی نوحه گر نشان دادن و حسین را مردی ترحم خواه معرفی کردن .
…چه بگویم؟
علی شریعتی.ناکثین،مارقین و قاسطین.ص126
کمونیست وهابی ، آخوند فکلی ، خورد بورژوای مذهبی ، مریض ایدئولوژیکی،
تحصیلات عالیه نکرده، مغز متفکر مارکسیسم اسلامی ، مامور سیا و ساواک ،
داعی نسل جوان به عرفان مذهبی ، تحذیر ادبی ، آنارشی هنری و.....)
مشتی از برچسبهای بیشماری است که دشمنان رنگارنگ شریعتی تا کنون نثارش ساخته اند.
و اما جواب دکتر (ره) به یاوه گویان و کسانی که هیچ وقت نخواسته اند چشم حقیقت را بر روی
عقاید دکتر باز کنند:
عوامل بسیاری از قبیل شرایط ساسی،اجتماعی و فرهنگی محیط ، خصوصیات زبان من ،
وضع شخصی من موجب آن شده است که برخلاف گروهی که تحقیق می کنند و می فهمند
و بی غرض و مرض اند و قضاوت می کنند در تلقی دقیق و درست افکار من کج اندیشی ها،
تحریف ها، سوءتعبیر ها ، شائبه ها ، سمپاشی ها ، اتهام ها و حتی نقل قول های جعلی بسیاری
رواج یابد و این است که اصول کلی مکتب فکری ام را شعار وار ترسیم می کنم:
1- در برابر استعمار و امپریالیسم سرخ و سیاه تکیه گاهم (ملیت) است!
2- در برابر سلطه فرنگی غرب تکیه گاهم تاریخ و فرهنگ خودم
3- در برابر ایدئولوژی مارکسیسم ، اگزیستانسیالیسم ، نیهیلیسم ، ماتریالیسم،
ایده آلیسم ، تصوف شرقی، عرفان هندی، زهد اخلاقی مسیحی، اومانیسم مادی غربی،
و همه موج ها یا جریان های ایدئولوژیک گذشته و حال : (اسلام)
4- از میان همه فرقه ها و تلقی های مختلف اسلامی: (تشیع)
هنر من و بزرگترین هنر من: فن زیستن در خویش.
همین بود که مرا تا حال زنده داشت.
همین بود که مرا از اینهمه دیگرها و دیگران بیهوده مصون می داشت.
هر گاه با دیگران بودم خود را تنها می دیدم.
تنها با خودم, تنها نبودم اما, اما اکنون نمی دانم این "خودم" کیست؟
کدام است؟
هر گاه تنها می شوم گروهی خود را در من می آویزند که منم
و من با وحشت و پریشانی و بیگانگی در چهره هر یک خیره می شوم و خود را نمی شناسم!
نمی دانم کدامم؟
می بینی که چه پریشانی ها در بکاربردن این این ضمیر اول شخص دارم, متکلم!
نمی دانم بگویم از اینها من کدامم یا از اینها من کدام است؟
پس آنکه تردید می کند و در میان این "من" ها سراسیمه می گردد و می جوید کیست؟
من همان نیستم؟
اگر آری پس آنکه این من را نیز هم اکنون نشانم می دهد کیست؟
اوه که خسته شدم! باید رها کنم. رها میکنم اما چگونه می توانم تحمل کنم؟
تا کنون همه رنج تحمل دیگران را داشتم و اکنون تحمل خودم رنج آورتر شده است.
می بینی که چگونه از تنهایی نیز محروم شدم؟!
مجموعه آثار