|
قیمت هرکس به اندازه افق دید اوست
|

چند عربده جو هم امده بودند و اتفاقاً سخنرانی هم کردند.
به نام شریعتی بالا آمدند و حرف هایی زدند که شریعتی
با آن ها بیگانه بود.
همیشه ی تاریخ همین طور بوده است.
یاد آن سخنرانی رحیم پور ازغدی افتادم در شریف که دعوت شده بود در مراسم بزرگداشت مطهری
سخن بگوید و همه چیز گفت جز درباره ی مطهری.
آدم های کوتوله پشت سر آدم های بزرگ خود را قایم می کنند تا بزرگ جلوه کنند.
تنها دل خوشی ام به این است که حافظه ی تاریخ آن قدر زیاد نیست که کوتوله ها را به خاطر بسپارد.
کوتوله ها مهمان امروز زندگی مان هستند و بس.
مردان بزرگ، اتفاقاً بعد از مرگ رشد بیشتر پیدا می کنند،
سی سال بعد ... البته اگر این آدم کوتوله ها بگذارند!
امروز و امشب را دستم به قلم نمی رود ،
پنجه هایم بحال خود نیستند ؛
بفرمان نیستند ؛
بیهوده می کوشم آرامشان کنم ،
رامشان کنم ،
یکباره چنان غافلگیر شده اند که هنوز گیجند ،
هنوز گیجم !
کلمات چنان شتابزده و سراسیمه در فضای خیالم چرخ می زنند ، شنا می کنند و به رقص آمده اند
که هیچکدامشان دُم به دست نمی دهند .
از دیروز صبح که پرهیبی از خواب بیدارم کرد هنوز زمام خویش را بدست نگرفته ام .
حالا می فهمم چرا شمس تبریزی عمری بیتابی می کرد و یک جمله حرف نتوانست بزند ،
یک بیت شعر نتوانست بسراید. نمی شود، برای نوشتن و گفتن و سرودن باید در سطح مولوی ماند،
اگر به مرز شمس تبریزی قدم گذاشتی دیگر در اختیار خود نیستی ،
آنجا جای رقصیدن های رقت بار است و دست افشانی های دردناک و مستانه ،
جای نشستن و گفتن نیست .
و من اکنون به نقطه ای در خیالم خیره شده ام و چشمانم ،
همچون چشمان یک دیوانه ی خاموش ، در بهتی مرموز ،
از دیدن باز مانده و از حرکت باز ایستاده و پلک زدن را از یاد بره است .
حرف زدن خیال را و حرف زدن تپش های دل را ، حرف زدن بیتابی های دردناک روح را ،
حرف زدن نبض را در آن هنگام که صدایش از خشم در شقیقه ها می کوبد
و نیز حرف زدن سکوت را می فهمیدم ، ببین که چند زبان می دانم !
حرفهائی ست که باید زد اما نه به کسی ، حرفهای بی مخاطب ،
و حرفهائی که باید به کسی زد اما نباید بشنود .
سخن از حرفهایی است به کسی ، به مخاطبی ، حرفهایی که جز با او نمی توان گفت ،
جز با او نباید گفت ، اما او نباید بداند ، نباید بشنود .
حرفهایی که مخاطب نیز نامحرم است !!! ...
خداوندا ... چه سری در ۲۹ خرداد است..
تو خود می دانی که تو را با او شناختم ! محمد را با او و خویش را هم با او !!
چه بنویسم که بزرگان عالم همه در ستایش او خط ها نوشته اند و حال این منم !
چند دقیقه وقت صرف کسی که همه چیز به من داده و من سعی می کنم از زیر دینش خارج شوم !
مگر می شود؟
آری، مگر می شود کسی را که همه چیز به تو بخشیده ، با چند جمله وصف کنی ؟
وصفش همان به که پروردگار خویش در قرآن می گوید :
ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ مَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُّرْشِدًا
اين از نشانههاى [قدرت] خداستخدا هر كه را راهنمايى كند او راهيافته است
و هر كه را بىراه گذارد هرگز براى او يارى راهبر نخواهى يافت...
در سحرگاه یکشنبه ۲۹ خرداد ماه تاریخ ایران لرزید و دردی جانکاه بر پیکر سرزمین ایران وارد شد،دردی را که هیچ وقت التیامی نیست، آری قلبی که برای بهروزی و آزادی انسانها میتپید و روحی که از عشق به خدا و مردم لبریز بود،در بارورترین دوران حیات از تپش بازماند و همه آنهائی را که با خلق و خوی و صفا و روح پاکش مانوس بودند در غم و اندوه نشاند.
آری دکتر شریعتی رفت و چهره در خاک کشید و کویر بی نگهبان ماند و بی پاسدار
اکنون کارم سفر است
مسافری تنهایم
که در زبر کوله باری سنگین ،پشتم خم شده
و استخوانهایم به درد آمده است
و میروم و راه طولانی لحظه ها
در پیش رویم تا افق کشیده شده است
و از هر منزلی تا منزل دور دست دیگر ،لحظه ای است.
و این چنین من باید صد هزار ،میلیون ها لحظه
را طی کنم.
تا برسم به یک روز
(دکتر علی شریعتی)
پیشاپیش سالروز شهادت ابر مرد تاریخ ایران و متفکر بزرگ ایران دکتر علی شریعتی را به تمام یاران و دوستان واقعی آن بزرگمرد تسلیت عرض میکنیم.
۲۹ خرداد ، سالروز عروج آسمانی دکتر تنهای مزینان گرامی باد.................................................