تبليغاتX
دکتر علی شریعتی

قیمت هرکس به اندازه افق دید اوست
از بالای سرم،سرپوش آسمان را برداشته اند.

و فضای بی کرانه ی نیستی نمودار شده است.

ومن خود را همچون سایه ی موهومی می یابم،

که در صحرا افتاده است.

و چون روح آواره ی کویر که بی قرار و خشمگین،

                                                                خاک بر افلاک می افشاند،

و در اندام تک درختان خشک و نومید می پیچد،

و گمشده اش را می جوید و نمی یابد.

ذات خویش را می جویم و نمی یابم.

من سایه ی اویم ،او کجاست؟

در اعماق زمین؟در آغوش کوه ها؟

در قلب دریاها؟در پس ابرها؟

در آن سوی افق ها؟

کجا؟

دکتر علی شریعتی/مجموعه آثار۱۳/ص۱۴۸

 

در ضمن سال نو را پیشاپیش به شما تبریک عرض می کنیم

همواره موفق و موید و پیروز باشید

سال نو مبارک

انجمن اندیشه شریعت 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت   توسط محسن  | 

شاندل،

این روح شگفتی که جز من،کمتر کسی او را خوب می شناسد.

هر شب با اندیشه ی دولاشاپل،

در انتظار سپیده دم،

بیدار می ماند و قصه ها حکایت می کرد و نغمه ها می نواخت

و ترانه ها می سرود و آهنگ ها  می ساخت

و خلوت تنهائی اش را از او پر می کرد

و سحرگاه ،در رهگذرش

بر او می گذشت،

آن چنان می نمود که گوئی با او سر و کاریش نیست.

دکتر علی شریعتی(ره)مجموعه آثار ۳۳/ص۶۹۰

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت   توسط محسن  | 

چه خانه ی سرد و احمق و بی روحی است طبیعت

که خدا از آن رفته باشد.

چه شب دراز و تاریک زمستانی است تاریخ

که علی در آن مرده باشد.

و چه قبرستان عزادار و غم زده ای است زمین

که در آن معبد نباشد.

دکتر علی شریعتی

 

نمیدانم چرا با این که سال دارد تمام میشود ولی هیچ احساسی ندارم و هیچ شادی بابت سال نو در خود احساس نمیکنم ،شما چگونه هستید؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت   توسط محسن  | 

خسته ام از این کویر
قیصر امین پور
خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل این سقوط ناگذیر
آسمان بی هدف، بادهای بی طرف
ابرهای سربه راه، بیدهای سربه زیر
ای نظاره شگفت ای نگاه ناگهان
ای هماره در نظر ای هنوز بی نظیر
آیه آیه ات صریح سوره سوره ات فصیح
مثل خطی از هبوط مثل سطری از کویر
مثل شعر ناگهان مثل گریه بی امان
مثل لحظه های وحی، اجتناب ناپذیر
ای مسافر غریب، در دیار خویشتن
با تو آشنا شدم با تو در همین مسیر
از کویر سوت و کور تا مرا صدا زدی
دیدمت ولی چه دور دیدمت ولی چه دیر
این تویی در آن طرف پشت میله ها رها
این منم در این طرف پشت میله ها اسیر
دست خسته مرا مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر، خسته ام از این کویر

گرامی باد یاد و خاطره دکتر قیصر امین پور(۱۳۸۶-۱۳۳۸)

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت   توسط محسن  | 

هر چه مینوسم پنداری دلم خوش نیست و بیشتر آنچه در ابن روزها نبشتم همه آن است که یقین ندانم که نبشتنش بهتر است از نا نبشتنش.

ای دوست نه هر چه درست و صواب بود ،روا بود که بگویند...و نباید که در بحری افکنم خود را که ساحلش بدید نبود،و چیزها نویسم بی (خود)که چون (واخود)آیم بر آنپشیمان باشم و رنجور.

 

رساله عشق(عین القضات همدانی)

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت   توسط محسن  |