تبليغاتX
دکتر علی شریعتی

قیمت هرکس به اندازه افق دید اوست
شریعتی یک راه بود نه یک منزل،چراغ بود نه بت،فریادی بود بر گوشهای سنگین ،دردی بود مجسم و مجسمه ای بود از درد و متحرکی بود در صراط تکامل. به آنچه خود یافته بود ،وفادار و ملتزم بود.و برای آرمان های دینی اش،واهمه و ملاحظه نمی شناخت و ....................................................

زاهد با ترس می تازد به پا                  عاشقان پرانتر از برق و هوا

ترس موئی نیست اندر پیش عشق          جمله قربانند اندر کیش عشق


پس کی ؟

ما پرنده ی موهومی هستیم

که در عدم پرواز میکنیم.

پس ما چه هستیم؟

هیچ!هیچ!

تنها و تنها پرواز!

فرار بدان جا،فرار!

احساس میکنم که پرندگان  مستند.

دیروز اینجا بودم،امروز این جایم.

پس کی به دنبال او خواهی رفت؟

(دکتر علی شریعتی)مجموعه آثار۱۳/ص۳۴۸

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت   توسط محسن  |